هوای سرد و جیبهای گرم پالتو از لذتبخش ترین و دوستداشتنی ترین پارادوکسهای زمستانه اند. باز هم غروب آفتاب شده بود و من بیتاب قدمزدن های شامگاهی. غروب که میشود مردم شهر حقیقیترند، آخرین لحظات روز را با اشتیاق بیشتری در آغوش میگیرند و عاشقانهها بیشتر رنگ و عطر پاییزی دارند. در حال قدم زدن بودم و سعی میکردم به بوی ناخوشایند اگزوز ماشین ها بیتوجه باشم که عطر خوشبویی به مشامم خورد...عطر از مغازهی گلفروشی بود...عاشق پامچالهای خوشرنگ شیطون و بازیگوش شدم و همینطور شیفتهی زیبایی و نجابت مقدس گلدان های بالاتر.
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان