خرید بک لینک

برامون پیش اومده که بشنویم یا بهمون گوشزد کنند که از شوپنهاور دوری کنید. ما شوپنهاور را جدی گرفتیم، افسرده و بدبین شدیم و زندگی معنای لطیفش رو برامون از دست داد. باید بدونید که تمام اینها چیزی جز حقیقت نیست! جدی بگیریدش! شکی درش نیست که شوپنهاور مردی عجیب و غریب و دچار مشکلات روانی زیاد، اونهم به طور عمیق بوده. مشکلاتی که ناشی از دوران کودکی و حتی به صورت ژن انتقال یافته، رنجش میداده. یک انسان گریز تمام عیار و فردی بدبین، متکبر و پنهانکار که دیگران را خوار میشمرده و تو نظرش مردم فقط حیواناتی دو پا! بودند و زندگی رو به لایهای کپک بر روی زمین تشبیه میکرده. شما باید تمام اینها را بدونید اما نباید دلیل دوری کردن از این فیلسوف باشه، به چند دلیل. عمق فوقالعاده بصیرت و بینش او که بعد از یک قرن و نیم همچنان پابرجاست و وزن و خرد ایدههای موجود در نوشتههاش، که هر فیلسوفی به جز افلاطون بعد از او قرار گرفته. او قدرت نوشتن فوقالعاده ای داشته، نثر روون و شیوایی که هیچ فیلسوفی به جز نیچه به پای اون نمیرسه، پس هیچ عجیب نیست که محو و بی اراده جذب کتابهاش بشیم. فلسفه شوپنهاور برای یک دوره زمانی خاص نبوده و نیست و برای یک مردم خاص هم. ابتدا کمی این فیلسوف قدرتمند رو بشناسید و بعد دل به اقیانوس خشمگین نوشتههاش بزنید. بعد اون زمانه که شوپنهاور به یک فیلسوف موردعلاقهتون تبدیل میشه.

برچسب: نویسنده: میلاد حیدریان تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 23:46

صفحه بندی