خرید بک لینک

پدر زیاد اهل آدمها نیست، با حیوانات راحتتر است. آکواریوم ماهیای داشت که هر سال نزدیک عید چند ماهی کوچک قرمز بهشان اضافه میکرد. عصر هر روز جدا از اینکه ما پمپ هوا را قبلا برایشان روشن کردهایم یا نه پمپ را برایشان روشن میکرد و با صدای پمپ، خانه را روی سرش میگذاشت. هر ماه یکی از صبح های جمعه بعد از اینکه من بیدار میشدم ماهیها را در تشتی میکرد و باهم در بالکن خانه، آکواریوم، پنکه، علفها، اسبهای دریایی، صدفها، خانه دریایی، سنگهای رنگی و مرجانهای که خودمان از بیابان پیدا کرده بودیم را میشستیم. اما حرف چند سال پیش است؛ حرف خانههای طاقچهدار ِساخت بیست و چند سال گذشته نه خانهی کوبیده شده و دوباره ساخته شده بدون طاقچه الآن.

برچسب: نویسنده: میلاد حیدریان تاريخ: يکشنبه 8 اسفند 1395 ساعت: 1:01

صفحه بندی