امسال سالی متفاوت بود. در هر روز و هفتهاش، موضوع و موقعیت تازه و غافلگیر کنندهای پنهان شده بود. کارهای جدید، عجیب، جالب و حتی خطرناکی را انجام دادم که به بعضی اش روزی احتمال کمی هم نمیدادم. بیتجربگی باعث نشد ساکن و ساکت باشم، خدا را سپاس الان آرامـم. این روزهای شلوغ آخر سال، به سال پیشرو میاندیشم. به برنامهها وطرحها و پیشسازههایی که لازمه دست یافتن به اهداف و ساختن عمارتی که پایان آن سال، جشن سور و شکرگزاری را در آن برپا کنم، هستند.
در سال جدید تلاش کنیم تا مار بوآیی را که فیلی را یکجا بلعیده، تنها یک کلاه ساده نبینیم و مسئولیت اهلی کردن روباهها را بر عهده بگیریم. :-)
+عنوان اقتباسی از کتاب شاهکار «شازده کوچولو» است: «آدمهای سیاره شما، پنجهزار گل را در باغچهای میکارند اما گلی را که میخواهند، آن میان پیدا نمیکنند...» #سازت_را_با_بهار_کوک_کن
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان