زندگی خوابگاهی - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 1:01
بالشتم را مخالف ِسمت ِهمیشگی گذاشته بودم و پاهایم را به دیوار تکیه دادهبودم و کتاب دنیای سوفی را میخواندم. هندزفری داخل گوشم بود و هیچ صدایی را جز موزیک نمیشنیدم و غرق کتاب شدهبودم. یکی از هماتاقیهایم آمد کنارم و به صفحهی روشن گوشی ام خیره شد. یک نگاه به من کرد یک نگاه به کتاب، دوباره یک نگاه به گوش...